![]() |
![]() |
|
|
دلم مي خواهد هر اتفاقي را بنويسم....هر آنچه از آن توست ،در پشت دايره چشمانم شاد وآزاد
مي بينمت ،گوئي آرزوهاي بودن من است كه به پرواز در مي آيند.انگار شبيه مني :خندان وتنها
وشايد مي ترسي اين تنهائي را باكسي قسمت كني ويا هديه كني.. دارم به نفسهايت خو مي گيرم، قدمهايت را آهسته بگذار..مبادا رد پاي بودنشان نابود شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:10 توسط فائقه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
...واین منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| پیوندها |
|
تا زود تا هميشه تغيير براي برابري فروغ فرخزاد unicef دريای بارونی |
|
RSS
|